تبليغاتX
حسرت های همیشگی

 

 

حسرت های همیشگی

Ali Yazdandoost's Weblog

روی پرده : اشتباه نکن مادرت پاک بود !

نگاهی به قتل آن لاین اثر مسعود آب پرور

قتل آن لاین - 1384

ارزشگذاری::

......................................................

کارگردان:  مسعود آب پرور

بازيگران: حمید گودرزی، جمشید هاشم پور، غلامحسین لطفی، شهاب حسینی، الناز شاكردوست

......................................................

ديگر عوامل:

نویسنده: نادر وحید
تهیه كننده: سید كمال طباطبایی
مدیر فیلمبرداری: مرحوم كاظم شهبازی
طراح صحنه و لباس: مشكین مهرگان
چهره پردازی: عاطقه رضوی
عكس: محمد فوقانی

......................................................

خلاصه داستان: لیلا (الناز شاکر دوست) دختر یک سرهنگ امنیتی (جمشید هاشم پور) است . او از طریق اینترنت وارد گروه خشن می شود و این آغاز همه ی اتفاقات فیلم است .

......................................................

يادداشت: « قتل آن لاین » اولین ساخته سینمایی مسعود آب پرور است كه چند كار تلویزیونی و ویدئویی در كارنامه دارد. ...

......................................................

سال ساخت: 1384

سال اکران: 1385 - (5 مهر)

سينماهاي نمايش دهنده: قدس ـ ایران 3 ـ كانون ـ شهر تماشا 1 ـ پیام انقلاب

فروش: 100 ميليون تومان

در یک جمله بخواهم بگویم قتل آن لاین به نظر من اگر فیلم خوبی نباشد فیلم چندان بدی نیست ! قتل آن لاین به عنوان اولین ساخته ی آب پرور ارزش حداقل یکبار دیدن را دارد ! فیلمی که هرچند پس از خروج در سینما خاطره ی آنچنانی از خود در ذهن بجا نمی گذارد اما نشان از حرکت هرچند کوچکی به سمت جلو برای سینمای ژانر وحشت و پلیسی ایران است !

به نظر من حداقل خاصیت قتل آن لاین فاصله گرفتن از فیلمهای نازل دهه هفتاد ماست !

یک نکته ی آموزشی هم در این فیلم به چشم می آید ! جلوی چشم کودکانمان گناه نکنیم و چقدر بد است پدرت مادرت را جلوی چشمانت تکه تکه کند !

از لحاظ بازیگری نیز قتل آن لاین بازیهای فوق العاده ای ندارد !

جمشید هاشم پور همان همیشگی است و فقط در لحظاتی بازی قدرتمند خود را نیمه کاره به نمایش می گذارد !

حمید گودرزی حرکات آزار دهنده چشم و ابرویش را فراموش نکرده و در این فیلم به نقش جوان عاشق تداعی گر فیلمهای قبلی خود است !

الناز شاکر دوست به خاطر حضور بازیگران کهنه کار و شاخص فیلم تجربه ی بسیار خوبی را پشت سر می گذارد او در حالی بازیگر نقش اول زن فیلم است که بازیگرانی مثل یکتا ناصر و شهره سلطانی در نقش های کوتاهی ظاهر شده اند !

یکتا ناصر در همان فرصت کوتاه بازی نسبتا بهتری از دیگر زنان فیلم از خود بجا می گذارد و شهره سلطانی هم به لطف سابقه تئاتری اش بد نیست !

غلامحسن لطفی اینقدر شبیه فیلم های قبلی اش است که این تصور را به وجود می آورد که نکند از او می خواهند همیشه خودش را بازی کند !!!

و می رسیم به دیگر بازیگر قتل آن لاین یعنی شهاب حسینی که در موردش باید گفت نقش را بهتر از آنچه هست نشان می دهد و برای این فیلم شهاب بهترین گزینه است و در لحظاتی  بازی قدرتمند خود را به رخ دیگر جوانان می کشد بازی که متاسفانه دچار کپی برداری هم شده است !

هرچند شهاب هم می توانست بهتری از اینها باشد !



ما فکر می کردیم کیانیان فقط روی پرده دوست داشتنی است !

دیروز سه شنبه ۱۸ مهر به دعوت یکی از دوستان که دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی است به دانشگاه تهران سری زدم و بعد از حضور در کلاس دکتر فرهاد ناظر زاده در برنامه ای که با عنوان یک روز با بهمن فرمان آرا بود شرکت کردم !

این برنامه با پخش ۳ فیلم فرمان آرا یعنی یک بوس کوچولو - بوی کافور عطر یاس و خانه ای روی آب به نقد آنها با حضور دانشجویان و فرمان آرا پرداخت !

نکته جالب این جلسه حضور رضا کیانیان بود او آنقدر متین و با وقار بود که تا نیم ساعت بعد جلسه باز هم در حیاط دانشکده ی هنرهای زیبا به سئوالات دوستدارانش جواب می داد !

این یک مقدمه بود ! گزارش اختصاصی من از ملاقات با این دو هنرمند برای روزهای آینده

منتظر باشید



شب مهتابی پاریس!

Parisienne Moonlight


I feel I know you
I don’t know how
I don’t know why
I see you feel for me
You cried with me
You would die for me

I know I need you
I want you
To be free of all the pain
You have inside
You cannot hide
I know you tried
To be who you couldn’t be
You tried to see inside of me

And now I’m leaving you
I don’t want to go
Away from you

Please try to understand
Take my hand
Be free of all the pain
You hold inside
You cannot hide
I know you tried
To feel

شبِ مهتابی پاریس

 

من احساس می کنم که تو رُ می شناسم

من نمیدونم چطور؟

من نمیدونم چرا؟

من احساس تو به خودم رُ می بینم

تو برای من گریه می کُنی،

تو برای من میمیری!

من می دونم که بهت نیاز دارم

من تو رُ می خوام

که آزاد بشی از تمومِ درد ها و رنج ها

تو چیزی در درون داری

که نمی تونی مخفی بشی

من میدونم که تو تلاش می کنی

و تلاش که ببینی درون من رُ

و حالا من تو رُ ترک می کنم

من نمی خوام برم

به راه و مسیرِ تو

لطفا سعی کن منو بفهمی

دستهایِ من رُ بگیر

برای آزاد شدن از همه یِ دردها و رنجها

تو هم اینُ میخوای

ولی پنهون می کنی

من می دونم که تو سعی می کنی

برای داشتن این احساس!

 

پی نوشت:

با سپاس ازترجمه یِ مهدیه بهادُری