تبليغاتX
حسرت های همیشگی

 

 

حسرت های همیشگی

Ali Yazdandoost's Weblog

شعر -تئاتر را!-

زیباست،

از جلوه یِ رنگین کمانِ خیال، فراتر.

 

آشناست،

آشنایِ تمامیِ مردمانِ جهان!

 

پیکرش آهنینُ استوار!

سینه اش از رازهایِ زندگی لبریز!

 

و قلبش همچون بلندایِ عشق مقدس،

و دلی که از برایش دل هزار دلداده می طپد...

 

که من یکی از این هزار دلداده اش هستم!

در یک کلام هرچه هست دوستش دارم! تئاتر را می گویم ...

 

اُردیبهشتِ 1383 ایلام